توسعه فردی چیست؟
توسعه فردی
1.0 : تلهٔ دانستن بیپایان
احتمالاً این حس برایتان آشناست: ساعتها ویدیو و پادکست توسعه فردی تماشا کردهاید، کتابهای زیادی خواندهاید و از تکنیکهای مختلف آگاهید، اما در عمل هنوز همان جایی هستید که بودید. شما در تلهٔ دانستن بیپایان گرفتار شدهاید. این مقاله برای شکستن این چرخه نوشته شده است. ایده اصلی این است که برخی از محبوبترین و رایجترین توصیههای توسعه فردی، نه تنها مفید نیستند، بلکه میتوانند مخفیانه شما را از پیشرفت واقعی باز دارند. خود را برای کشف چهار حقیقت تکاندهنده آماده کنید؛ حقایقی که شما را از مصرفکننده منفعل اطلاعات به یک معمار فعال زندگیتان تبدیل میکنند.
2.0 نکته اول: هرچه بیشتر یاد میگیرید، کمتر عمل میکنید (توهم رشد)
یکی از بزرگترین تلههای توسعه فردی، «توهم رشد» است. وقتی محتوای آموزشی مصرف میکنیم، مغز ما دوپامین ترشح میکند؛ همان هورمونی که هنگام دستیابی به یک موفقیت واقعی آزاد میشود. به گفته دکتر اندرو هیوبرمن، این فرآیند باعث میشود احساس کنیم کاری انجام دادهایم، در حالی که در واقعیت هیچ تغییری رخ نداده است.
تحقیقات شرکت Degreed نشان میدهد که تنها ۱۲٪ از اطلاعاتی که افراد یاد میگیرند، واقعاً به عمل تبدیل میشود. این یعنی ۸۸٪ از زمانی که فکر میکنیم در حال رشد هستیم، در واقع داریم دور خودمان میچرخیم. این چرخه، نوعی اهمالکاری است که در لباس بهرهوری پنهان شده است. ما در «تله کمالگرایی» میافتیم و منتظر میمانیم تا همه چیز را یاد بگیریم و بعد شروع کنیم؛ غافل از اینکه دانش بدون اجرا، نه تنها بیفایده است، بلکه ذهن را هم فرسوده میکند. این توهم رشد، یک پناهگاه امن است، زیرا ما را از چیزی که واقعاً از آن میترسیم دور نگه میدارد: شکست خوردن.
3.0 نکته دوم: شکست خوردن، یک ابرقدرت برای مغز شماست
جامعه به ما یاد داده است که از شکست بترسیم. ما از تصویر شکست و قضاوت دیگران وحشت داریم، ترسی که روانشناسان به آن «بازنده هراسی» میگویند. اما علم دیدگاه متفاوتی دارد. یک تحقیق در دانشگاه MIT در سال ۲۰۱۸ نشان داد که شکست واقعی، مسیرهای عصبی جدیدی را در مغز برای حل مسئله فعال میکند که این مسیرها در زمان موفقیت کاملاً غیرفعال هستند. به عبارت دیگر، مغز ما در حالت باخت، به شیوهای فکر میکند که در زمان برد هرگز به سراغ آن نمیرود.
علاوه بر این، تحقیقی در دانشگاه هاروارد نشان داد که ۹۰٪ از بنیانگذاران استارتآپهای موفق، حداقل یک شکست بزرگ را در گذشته تجربه کردهاند. افراد موفق میدانند که شکست، بخشی از فرآیند رشد است و به آنها کمک میکند خود واقعیشان را بهتر بشناسند. آنها هویت خود را با نتیجه کارشان گره نمیزنند.
واقعیت اینه میتونی ببازی بدون اینکه بازنده باشی.
4.0 نکته سوم: روال “کامل” وجود ندارد؛ ژنتیک شما ممکن است مخالف باشد
یکی از رایجترین باورهای انگیزشی این است که برای موفقیت باید صبح خیلی زود بیدار شوید. اما این یک توصیه تکبعدی و خطرناک است. مغز ما با چیزی به نام «کرونوتایپ» (Chronotype) یا ساعت زیستی تنظیم میشود که ریشه در ژنتیک ما دارد. ژنی به نام PER3 تعیین میکند که مغز شما در چه ساعتی از روز بیشترین بازدهی را دارد.
در یک آزمایش جالب در دانشگاه آدلاید، محققان گروهی از افراد شبکار را مجبور کردند صبح زود بیدار شوند. نتیجه فاجعهبار بود: تمرکز و خلاقیت آنها به شدت افت کرد و کاراییشان نزدیک به صفر شد. وقتی خودتان را مجبور میکنید با یک روال که با بیولوژی طبیعی شما در تضاد است زندگی کنید، نه تنها موفق نمیشوید، بلکه دائماً احساس شکست و فرسودگی خواهید کرد. این باور که یک راه «درست» برای موفقیت وجود دارد، میلیونها نفر را به بازندههایی تبدیل میکند که هرگز قرار نبود بازنده باشند.
به قول آلبرت اینشتین همه ما با استعدادیم ولی اگر از یک ماهی بخوای که از یه درخت بالا بره اون تا آخر عمرش فکر میکنه که یک احمقه.
5.0 نکته چهارم: دیسیپلین یک حس نیست، یک عضله در مغز شماست که میتوانید آن را پرورش دهید
بسیاری از ما دیسیپلین را یک ویژگی شخصیتی یا یک حس درونی میدانیم که یا آن را داریم یا نداریم. اما علم عصبشناسی مدرن این باور را رد میکند. بر اساس تحقیقاتی که در پادکست اندرو هیوبرمن به آن اشاره شد، دیسیپلین با یک بخش فیزیکی در مغز به نام Anterior Midcingulate Cortex مرتبط است. خبر خوب این است که این بخش از مغز مانند یک عضله عمل میکند و شما میتوانید با تمرین آن را قویتر کنید.

راه پرورش این “عضله” چیست؟ انجام عامدانه کارهایی که دوست ندارید انجام دهید. وقتی خستهاید و به باشگاه میروید، وقتی آب گرم قطع است و دوش آب سرد میگیرید، یا وقتی با تمام وجودتان میخواهید بخوابید اما از تخت بیرون میآیید، در حال تمرین دادن و بزرگتر کردن این بخش از مغزتان هستید. باید بین «عادت مثبت» و «اقدام دیسیپلینی» تمایز قائل شوید. عادت مثبت اغلب با ترشح دوپامین همراه است و حس خوبی دارد، اما اقدام دیسیپلینی واقعی، دقیقاً زمانی اتفاق میافتد که هیچ پاداش فوری در کار نیست. این همان پادزهر توهم رشد است. از این پس، به موقعیتهای سخت و ناخوشایند به عنوان یک فرصت برای تمرین دیسیپلین نگاه کنید.
6.0 نتیجهگیری: از دانستن به عمل کردن
زمان آن رسیده که از کتابخانه اطلاعاتی خود بیرون بیایید. پیشرفت واقعی شما نه در خواندن یک کتاب دیگر، بلکه در اقدام کردن، در آغوش کشیدن شکست بعدی، درک بیولوژی منحصر به فردتان و ساختن عامدانه عضله ارادهتان نهفته است.
حالا این تمرین نهایی را انجام دهید: چشمانتان را ببندید. تصور کنید ۱۰ سال در آینده هستید، در بدترین نسخه ممکن از زندگیتان. از وضعیت فیزیکی، روابط و جایگاه اجتماعی خود متنفرید و آرزو میکنید کاش میتوانستید به امروز برگردید و همه چیز را درست کنید.
حالا چشمانتان را باز کنید. شما این فرصت را به دست آوردهاید. شما به ۱۰ سال قبل برگشتهاید.
این بار، چطور بازی میکنی؟
برای شنیدن پادکست های مربوط به توسعه فردی به لینک زیر مراجعه کنید:
دیدگاهتان را بنویسید